شمابنویسید!

آوریل 12, 2008

پس از نوشتن مطالب و نظرات   خود در پنجره ی پایین  روی دکمه ی submit کلیک کنید .  نوشته شما در بالا ظاهر می شود .

در هر صفحه تعداد محدودی از نظرات نمایش داده می شود . برای دیدن نظرات قدیمی تر بر روی عبارت  older comments  در پایین صفحه کلیک کنید .

Entry Filed under: بدون دسته بندی. .

854 Comments Add your own

  • 1. سید مهدی  |  ژوئن 28, 2009 at 11:41 ق.ظ

    عامل بقای رژیمی که بصورت بنیادی مذهبی و با شاخصه ی دیکتاتوری (ولایت فقیه ) اداره می شود دلیلی موجه تر از این ندارد که انسجام و درهم تنیدگی در کلیت رژیم با موجودیت اصلاح طلبی و اصول گرایی قابل تفکیک نیست بلکه تظاهر به اصلاح طلبی و اصول گرایی از سوی مسئولین عالی رتبه یک شبه سازی بیش نیست …. آنالیز شکلهای مختلف دولت در جمهوری اسلامی (دولت کارگزاران _دولت اصلاح طلب_دولت اصول گرا)این واقعیت را به اثبات می رساند که هدف اصلی از این شکلهای ظاهری پوشاندن ماهیت اصلی رژیم و در نهایت تضمین بقای آن بوده است … ولی متاسفانه شاهد بوده ایم که این ظاهر سازی توانسته است جامعه جهانی و بالاخص جامعه ایرانی را به خطا بیاندازد(البته عوامل موفقیت این شبه سازی مفصل است که در این فرصت نمی گنجد …مهمترین آنها لابی گری جمهوری اسلامی در شکل اصلاح طلبی بوده که طرفداران بسیاری در اصجاب رسانه ای داشته و به آن کمک کرده است که متاسفانه نا آگاهانه همیشه شاهد بوده ایم رسانه های مختلف اروپایی و آمریکایی حامل آن بوده اند )
    انتخابات ریاست جمهوری بصورت یک پروژه از پیش تعیین شده ؛توسط رسانه های جمهوری اسلامی و رسانه های حامل لابی جمهوری اسلامی ابتدا زمینه ی جذب مشارکت مردمی را در انتخابات بالا برد(توجیهات به اصطلاح مفسرین حاضر در برنامه های مختلف باعث شدمردم به شرکت در انتخابات تشویق شوند که خود شما به خوبی از این موضوع آگاهید ) و در ادامه سعی بر آن دارد باوری که در جامعه رو به زوال بود به نوعی دیگر القا کند و شبه ی شکاف در درون حکومت را تقویت کند و اختلاف بین سران عالی رتبه را به شکل بحرانی به نمایش بگذارد متا سفانه تا حدی هم موفق بود چون توانست هم وطنان عزیز ما را به خیابانها بکشاند وآنها را برای واقعی تر جلوه دادن این شبه در معرض کشتار جناح دیگرو در طرفداری از اصلاح طلبان قرار دهد و دوباره جامعه جهانی و از جمله رسانه های مختلف را به اشتباه بیاندازد ..البته بسیار متاسفم که در راستای دسیسه این رژیم خون بهترین و شجاع ترین هم وطنانمان پایمال شد … خدا لعنت کند این قوم دسیسه گر را
    با توجه به دلایلی که عرض کردم و با توجه به سابقه سی ساله رژیم جهل و جنایت جمهوری اسلامی … بهتر است برای ادامه مبارزات مردمی ازهر دو جناح مورد نظرفاصله گرفت… چرا که جنایات اخیر رژیم در سرکوب ملت مظلوم ایران به یک اندازه بین اصلاح طلبان و اصول گرایان مشترک است
    اگر قرار باشد برای بدست آوردن دمکراسی و شاخصه گرانبهای آن یعنی آزادی مبارزه کنیم باید خود مردم در یک رسانه مردمی در ارتباط قرار گرفته و راه حلهای ممکنه را به شور و مشورت بگذارند … به عقیده من همراهی با کسی که مدتها در این رژیم عامل بقای آن بوده (موسوی یا کروبی یا احمدی یا هاشمی و یا ….) از چاله به چاه افتادن است بهتر است بیشتر بیاندیشیم و قبل از هر اقدامی مطمئن شویم که با طناب پوسیده هاشمی یا موسوی یا … خود را به چاه نیاندازیم
    سید مهدی………. ساده دل و عاشق میهن

  • 2. سید مهدی  |  ژوئن 28, 2009 at 11:35 ق.ظ

    عامل بقای رژیمی که بصورت بنیادی مذهبی و با شاخصه ی دیکتاتوری (ولایت فقیه ) اداره می شود دلیلی موجه تر از این ندارد که انسجام و درهم تنیدگی در کلیت رژیم با موجودیت اصلاح طلبی و اصول گرایی قابل تفکیک نیست بلکه تظاهر به اصلاح طلبی و اصول گرایی از سوی مسئولین عالی رتبه یک شبه سازی بیش نیست …. آنالیز شکلهای مختلف دولت در جمهوری اسلامی (دولت کارگزاران _دولت اصلاح طلب_دولت اصول گرا)این واقعیت را به اثبات می رساند که هدف اصلی از این شکلهای ظاهری پوشاندن ماهیت اصلی رژیم و در نهایت تضمین بقای آن بوده است … ولی متاسفانه شاهد بوده ایم که این ظاهر سازی توانسته است جامعه جهانی و بالاخص جامعه ایرانی را به خطا بیاندازد(البته عوامل موفقیت این شبه سازی مفصل است که در این فرصت نمی گنجد …مهمترین آنها لابی گری جمهوری اسلامی در شکل اصلاح طلبی بوده که طرفداران بسیاری در اصجاب رسانه ای داشته و به آن کمک کرده است که متاسفانه نا آگاهانه همیشه شاهد بوده ایم رسانه های مختلف اروپایی و آمریکایی حامل آن بوده اند )
    انتخابات ریاست جمهوری بصورت یک پروژه از پیش تعیین شده ؛توسط رسانه های جمهوری اسلامی و رسانه های حامل لابی جمهوری اسلامی ابتدا زمینه ی جذب مشارکت مردمی را در انتخابات بالا برد(توجیهات به اصطلاح مفسرین حاضر در برنامهخ های مختلف باعث شدمردم به شرکت در انتخابات تشویق شوند که خود شما به خوبی از این موضوع آگاهید ) و در ادامه سعی بر آن دارد باوری که در جامعه رو به زوال بود به نوعی دیگر القا کند و شبه ی شکاف در درون حکومت را تقویت کند و اختلاف بین سران عالی رتبه را به شکل بحرانی به نمایش بگذارد متا سفانه تا حدی هم موفق بود چون توانست هم وطنان عزیز ما را به خیابانها بکشاند وآنها را برای واقعی تر جلوه دادن این شبه در معرض کشتار جناح دیگرو در طرفداری از اصلاح طلبان قرار دهد و دوباره جامعه جهانی و از جمله رسانه های مختلف را به اشتباه بیاندازد ..البته بسیار متاسفم که در راستای دسیسه این رژیم خون بهترین و شجاع ترین هم وطنانمان پایمال شد … خدا لعنت کند این قوم دسیسه گر را
    با توجه به دلایلی که عرض کردم و با توجه به سابقه سی ساله رژیم جهل و جنایت جمهوری اسلامی … بهتر است برای ادامه مبارزات مردمی ازهر دو جناح مورد نظرفاصله گرفت… چرا که جنایات اخیر رژیم در سرکوب ملت مظلوم ایران به یک اندازه بین اصلاح طلبان و اصول گرایان مشترک است
    اگر قرار باشد برای بدست آوردن دمکراسی و شاخصه گرانبهای آن یعنی آزادی مبارزه کنیم باید خود مردم در یک رسانه مردمی در ارتباط قرار گرفته و راه حلهای ممکنه را به شور و مشورت بگذارند … به عقیده من همراهی با کسی که مدتها در این رژیم عامل بقای آن بوده (موسوی یا کروبی یا احمدی یا هاشمی و یا ….) از چاله به چاه افتادن است بهتر است بیشتر بیاندیشیم و قبل از هر اقدامی مطمئن شویم که با طناب پوسیده هاشمی یا موسوی یا … خود را به چاه نیاندازیم
    سید مهدی………. ساده دل و عاشق میهن

  • 3. سید مهدی  |  ژوئن 25, 2009 at 2:37 ب.ظ

    خوشبختانه شاهد هستیم روشنفکران موفق شدند نیروی عظیمی که بر علیه رژیم می تواند بنیان او را برکند از گزند فریب نجات داده و قبل از اینکه رژیم جنایتکار بتواند کا ملا این نیرو را سرکوب کند آنها را آگاه سازند . که با آگاه ساختن آنها سعی نمودند آنها را کمک کنند تا در مورد حضور در خیابانها با تامل بیشتری تصمیم بگیرند… ممکن است رژیم ترفندهای دیگری برای به میدان کشیدن نیروهای مخالف خود بیاندیشد این و ظیفه روشنفکران است که سریعا دست به روشنگری بزنند .
    شور بختانه در دامی که رژیم تنیده بود ما تعدادی از بهترین پتانسیلها و باشرفترینها را از دست دادیم ولی باز هم خدارا شکر می کنیم که توانستیم بقیه را نجات دهیم
    خواهش می کنم به این مسئله خوب بیاندیشید ….کدام حرکت باید از طرف روشنفکران با شرف ایرانی حمایت شود 1- حرکت امردمی که نقطه شروع آن از حاکمیت باشد ؟
    2- حرکت مردمی که نقطه آغازین آن از سمت و سوی مردم باشد ؟
    قطعا دومی را تایید خواهید کرد اما توجه داشته باشید که باید از درایت کافی برخوردار باشید تا بتوانید نقطه آغازین را شناسایی کنید چون رژیم کثیف آخوندی به شدت در شبه اندازی تبحر دارد
    به عقیده من نیروی عظیم مردمی توانایی براندازی این رژیم را دارد … وظیفه روشنفکران این است که فعلا این نیرو را حفظ کرده و برای انسجام بیشتر آن اقداماتی در پیش بگیرند … بزرگترین خطا این است که در راستای حرکتهایی که رژیم ایجاد می کند جان این نیروی عظیم را به خطر بیاندازیم چرا که هنوز به انسام کافی نرسیده البته من مطمئن هستم این اسجام بزودی به وقوع می پیوندد …چرا که خود رژیم با دستپاچگی باعث می شود که حجم و پیوند این نیروی عظیم تسریع بیشتری پیدا کند
    ضمنا کشته شدگان در این وقایع انگیزه ای است که به انگیزه براندازی رژیم اضافه می شود و ما را در جهت هدفمان مصمم تر می کند و خشم فرو رفته را به نهایت قدرتمان نزدیک تر می کند امید من این است که هر چه زودتر بتوانیم قاتلان را به سزای اعمالشان برسانیم بالاخص قاتل اعظم رهبر معظم
    ولی مواظب باشیم خشممان بر عقلمان موستولی نشود
    من معتقدم براندازی این رژیم بسیار ساده تر از آن است که بخواهیم برای آن خون بدهیم به همین خاطر از همه دعوت می کنم بهترین راه را انتخاب کنند یعنی استفاده از تفکر قبل از احساسات … که اگر این طور شود به سرعت به انسجام لازم برای براندازی خواهیم رسید
    به امید پیروزی مردم ایران

  • 4. سید مهدی  |  ژوئن 24, 2009 at 12:42 ق.ظ

    نام و نشان من : سید مهدی فرزند یک شهید ساده دل و عاشق میهن –yadegare.shahid@gmail.com
    مواظب باشید نظام جمهوری اسلامی با شکل جدید خود بقای منحوسش را در شخصیت میر حسین جانی یافته است
    این نظام به دلیل پایبند نبودن به اصول انسانی ؛ بقای خود را با اشکال مختلف و بوسیله سوار شدن بر موج اعتراضات مردمی می جوید
    آخوندهای مال مردم خور ؛ تئوریسینهای خود را در صدای امریکا و بی بی سی و سی ان ان و … برای تکرار انقلاب 57 مورد بهره برداری قرار می دهند و مردم را در جهت نیت شوم و پلید خود دچار احساسات انقلابی می کنند … خواهش من از روشنفکران و سینه سوختگان ایرانی این است که دفاع از مردم مظلوم ایران را فراموش نکنند و هوشیار باشند که یکبار دیگر اشتباه 57 تکرار نشود …. آنکس که عقلانیت را بر احساسات ترجیح دهد می تواند راه درست را تشخیص بدهد . این انقلاب نیست که در حال شکل گیریست این سیاست مرموزیست که هدفش سیطره بر اموال و ثروتهای ایران زمین است .. هوشیار باشید و بیشتر بیاندیشید اگر دقت کنید دستهای پنهان را خواهید دید … پیشنهاد من این است که نیروهای واقعی برای آزادی هر چه زودتر وارد میدان شوند و کنترل اعتراضات مردمی را بر عهده بگیرند و تا آنجا که می توانند حرکتها را بر خلاف انتظار آن دستهای پنهان به نفع ملیت ایرانی و جامعه زجر کشیده ایران تغییر دهند آنچه می تواند حرکت اعتراضی را به نفع جامعه ایرانی تغییر دهد دوری جستن از دین و مذهب است هر جا حرکتها به این سمت برود باید سریعا اقدام کرد و آنرا به سمت منافع ملت ایران تغییر بدهیم چرا که در یک جامعه مدرن و آزاد شرایط مناسب فراهم خواهد شد تا همه ی مذاهب و دینها در یک فضای گسترده و امن بتوانند رشد و نمو پیدا کنند . فضایی که صرفا محدود به یک مذهب مشخص نیست
    محدود بودن به یک مذهب خاص اصل اساسی آزاد بودن و آزاد زیستن را از جامعه ایرانی سلب خواهد کرد .
    واقعیت اینست کسی می تواند ادعای دینداری کند که در راستای آزادی قدم بر می دارد و آنچه برای خود می پسندد برای دیگران نیز می پسندد.
    بازهم توصیه می کنم بیشتر بیاندیشید و از احساسی شدن دوری کنید تا دستهای پنهان نتوانند شما را مورد سوء استفاده قرار دهند .
    ضمنا توصیه می کنم لابی گری آخوندکها را در کشورهای غربی آنالیز کنید تا دقیق تر بتوانید حرکتهای آنها را زیر نظر بگیرید . (نمونه بارز این افراد از این جمله هستند … محسن سازگارا …. علیرضا نوریزاده …..مسعود بهنود …..حسابی…..محسن مخلباف ……وووو) خائنین به ایران و ایرانی که پیش بینی می کنم در آینده ای نزدیک به سزای اعمالشان خواهند رسید
    البته چندان نگران نیستم چون مطمئن هستم ملت ایران به هیچ وجه یکباردیگر زیر بار حکومت دینی نخواهند رفت
    ضمنا هشیار باشید لابی گری آخوندکها در داخل کشور از خارج کشور بسیار فعال تر است
    در خارج بیشتر هدف مورد نظر نشانه رفتن به احساسات پاک و رقیق ملت ایران مورد نظر است . و در داخل اجیر کردن افراد را در نظر گرفته اند تا بتوانند تظاهرات مردمی را به سود خود تمام کنند . این طرح در سال پنجاه و هفت موفق بود اما فکر نمی کنم باز هم موفق شود ….
    توصیه می کنم برای هر اقدامی ابتدا خود را از بند احساسات رها کنید و در آن مورد خوب بیاندیشید
    درود بر مردم ستمدیده ایران و درود بر روشنفکران ظلم ستیز

  • 5. علی  |  ژوئن 23, 2009 at 12:45 ب.ظ

    درود بر مردم شجاع ایران واقعا”در ظلم ستیزی علیه نظام دینی و دیکتاتوری حماسه می آفرینند.امید و یقین دارم اینبار مثل سی سال گذشته اهداف منحرف نخواهند شد و ملت به آرزوهای دیرینه خود خواهد رسید.

  • 6. سید مهدی  |  ژوئن 22, 2009 at 10:25 ب.ظ

    مواظب باشید نظام جمهوری اسلامی با شکل جدید خود بقای منحوسش را در شخصیت میر حسین جانی یافته است
    این نظام به دلیل پایبند نبودن به اصول انسانی ؛ بقای خود را با اشکال مختلف و بوسیله سوار شدن بر موج اعتراضات مردمی می جوید
    آخوندهای مال مردم خور ؛ تئوریسینهای خود را در صدای امریکا و بی بی سی و سی سی ان و … برای تکرار انقلاب 57 مورد بهره برداری قرار می دهند و مردم را در جهت نیت شوم و پلید خود دچار احساسات انقلابی می کنند … خواهش من از روشنفکران و سینه سوختگان ایرانی این است که دفاع از مردم مظلوم ایران را فراموش نکنند و هوشیار باشند که یکبار دیگر اشتباه 57 تکرار نشود …. آنکس که عقلانیت را بر احساسات ترجیح دهد می تواند راه درست را تشخیص بدهد . این انقلاب نیست که در حال شکل گیریست این سیاست مرموزیست که هدفش سیطره بر اموال و ثروتهای ایران زمین است .. هوشیار باشید و بیشتر بیاندیشید اگر دقت کنید دستهای پنهان را خواهید دید … پیشنهاد من این است که نیروهای واقعی برای آزادی هر چه زودتر وارد میدان شوند و کنترل اعتراضات مردمی را بر عهده بگیرند و تا آنجا که می توانند حرکتها را بر خلاف انتظار آن دستهای پنهان به نفع ملیت ایرانی و جامعه زجر کشیده ایران تغییر دهند آنچه می تواند حرکت اعتراضی را به نفع جامعه ایرانی تغییر دهد دوری جستن از دین و مذهب است هر جا حرکتها به این سمت برود باید سریعا اقدام کرد و آنرا به سمت منافع ملت ایران تغییر بدهیم چرا که در یک جامعه مدرن و آزاد شرایط مناسب فراهم خواهد شد تا همه ی مذاهب و دینها در یک فضای گسترده و امن بتوانند رشد و نمو پیدا کنند . فضایی که صرفا محدود به یک مذهب مشخص نیست
    محدود بودن به یک مذهب خاص اصل اساسی آزاد بودن و آزاد زیستن را از جامعه ایرانی سلب خواهد کرد .
    واقعیت اینست کسی می تواند ادعای دینداری کند که در راستای آزادی قدم بر می دارد و آنچه برای خود می پسندد برای دیگران نیز می پسندد.
    بازهم توصیه می کنم بیشتر بیاندیشید و از احساسی شدن دوری کنید تا دستهای پنهان نتوانند شما را مورد سوء استفاده قرار دهند .
    ضمنا توصیه می کنم لابی گری آخوندکها را در کشورهای غربی آنالیز کنید تا دقیق تر بتوانید حرکتهای آنها را زیر نظر بگیرید . (نمونه بارز این افراد از این جمله هستند … محسن سازگارا …. علیرضا نوریزاده …..مسعود بهنود …..حسابی…..محسن مخلباف ……وووو) خائنین به ایران و ایرانی که پیش بینی می کنم در آینده ای نزدیک به سزای اعمالشان خواهند رسید
    البته چندان نگران نیستم چون مطمئن هستم ملت ایران به هیچ وجه یکباردیگر زیر بار حکومت دینی نخواهند رفت
    ضمنا هشیار باشید لابی گری آخوندکها در داخل کشور از خارج کشور بسیار فعال تر است
    در خارج بیشتر هدف مورد نظر نشانه رفتن به احساسات پاک و رقیق ملت ایران مورد نظر است . و در داخل اجیر کردن افراد را در نظر گرفته اند تا بتوانند تظاهرات مردمی را به سود خود تمام کنند . این طرح در سال پنجاه و هفت موفق بود اما فکر نمی کنم باز هم موفق شود ….
    توصیه می کنم برای هر اقدامی ابتدا خود را از بند احساسات رها کنید و در آن مورد خوب بیاندیشید
    درود بر مردم ستمدیده ایران و درود بر روشنفکران ظلم ستیز

  • 7. سید مهدی  |  ژوئن 22, 2009 at 10:11 ب.ظ

    مواظب باشید نظام جمهوری اسلامی با شکل جدید خود بقای منحوسش را در شخصیت میر حسین جانی یافته است
    این نظام به دلیل پایبند نبودن به اصول انسانی ؛ بقای خود را با اشکال مختلف و بوسیله سوار شدن بر موج اعتراضات مردمی می جوید
    آخوندهای مال مردم خور ؛ تئوریسینهای خود را در صدای امریکا و بی بی سی و سی سی ان و … برای تکرار انقلاب 57 مورد بهره برداری قرار می دهند و مردم را در جهت نیت شوم و پلید خود دچار احساسات انقلابی می کنند … خواهش من از روشنفکران و سینه سوختگان ایرانی این است که دفاع از مردم مظلوم ایران را فراموش نکنند و هوشیار باشند که یکبار دیگر اشتباه 57 تکرار نشود …. آنکس که عقلانیت را بر احساسات ترجیح دهد می تواند راه درست را تشخیص بدهد . این انقلاب نیست که در حال شکل گیریست این سیاست مرموزیست که هدفش سیطره بر اموال و ثروتهای ایران زمین است .. هوشیار باشید و بیشتر بیاندیشید اگر دقت کنید دستهای پنهان را خواهید دید … پیشنهاد من این است که نیروهای واقعی برای آزادی هر چه زودتر وارد میدان شوند و کنترل اعتراضات مردمی را بر عهده بگیرند و تا آنجا که می توانند حرکتها را بر خلاف انتظار آن دستهای پنهان به نفع ملیت ایرانی و جامعه زجر کشیده ایران تغییر دهند آنچه می تواند حرکت اعتراضی را به نفع جامعه ایرانی تغییر دهد دوری جستن از دین و مذهب است هر جا حرکتها به این سمت برود باید سریعا اقدام کرد و آنرا به سمت منافع ملت ایران تغییر بدهیم چرا که در یک جامعه مدرن و آزاد شرایط مناسب فراهم خواهد شد تا همه ی مذاهب و دینها در یک فضای گسترده و امن بتوانند رشد و نمو پیدا کنند . فضایی که صرفا محدود به یک مذهب مشخص نیست
    محدود بودن به یک مذهب خاص اصل اساسی آزاد بودن و آزاد زیستن را از جامعه ایرانی سلب خواهد کرد .
    واقعیت اینست کسی می تواند ادعای دینداری کند که در راستای آزادی قدم بر می دارد و آنچه برای خود می پسندد برای دیگران نیز می پسندد.
    بازهم توصیه می کنم بیشتر بیاندیشید و از احساسی شدن دوری کنید تا دستهای پنهان نتوانند شما را مورد سوء استفاده قرار دهند .
    ضمنا توصیه می کنم لابی گری آخوندکها را در کشورهای غربی آنالیز کنید تا دقیق تر بتوانید حرکتهای آنها را زیر نظر بگیرید . (نمونه بارز این افراد از این جمله هستند … محسن سازگارا …. علیرضا نوریزاده …..مسعود بهنود …..حسابی…..محسن مخلباف ……وووو) خائنین به ایران و ایرانی که پیش بینی می کنم در آینده ای نزدیک به سزای اعمالشان خواهند رسید
    درود بر مردم ستمدیده ایران
    آبشارت باد که آزادی ملت ستمدیده ایران بسیار نزدیک است

  • 8. سلامي  |  ژوئن 22, 2009 at 2:41 ب.ظ

    باب اين صفحه را درست كنيد كه بشود ان را به طور كامل باز كرد و خواند.الان كه نصفه نيمه باز ميشه…

  • 9. secular  |  ژوئن 22, 2009 at 10:43 ق.ظ

    سروران گرامي,

    آنچه هست و هستيست حقيقت است و خرد اصل پيوند به حقيقتست. در فرهنگ سکولاريسم خرد آدمي اصل هويت و فرديت هر انسانيست.

    در عصرمدرنيته بينش زايشي آدمي ، حق و قانونست
    که زائيده شناخت است. شناختن, روند حرکت در دالان زمان است که درههاي بسته را ميگشايد.
    بازداشت بينش زايشي ، بينشي است وامي, که خونريز است و معمار دوزخ! که هر ندايي را خاموش ميکند غافل از آنکه نداي ديروز زايشگر نداي امروزست و در فرداها سير خواهد کرد
    و معماران دوزخ را به دوزخ خواهد سپرد.

    در شريط کنوني جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي بلوغ سياسي خويش را به اثبات رسانده اند که قادرند خردمندانه پلانها را ضمن زايش در مسير هدفمند به اجرا گذارند.
    از اينرو حاکميت ولايت ديکتاتوري فقيه آخرين لحظات حيات خويش را سپري ميکند و ميرود با آخرين جمعبنديهاي پلانها به سينه تاريخ سپرده شود لذا کاربرد واژه مصالحه بي معنا گشته است چراکه تعادل قدرت امروز کاملا در دست جامعه مدني افتاده است.
    براي اجراي آخرين پلانها بايد به ترکيب ساختاري پلانها و تاکتيک
    ها, شکل نهايي را داد تا ختم حاکميت قرون وسطايي را اعلام نمود لذا جنبشهاي مدني و سنديکايي ميباست:
    1. سازماندهي شهرهاي کوچک براي تقويت تظاهراتهاي هدفمند در کنار مراکز استانها را بر عهده گيرند.
    2. همزمان اقدام به اجراي اعتصاب سراسري نامحدود و زمينگير کردن بخشهاي اقتصادي که تحت نظر دولت و سپاه و … است, تا قرار گرفتن سيستم اقتصادي کشور در کماي کامل که بازويهاي سرکوب نيز از اين طريق غير فعال ميشوند
    3. مسدود کردن تمامي راههاي نقل و انتقال (فرودگاه ، راه آهن ،…)
    4. محاصره نامحدود مجلس و راديو تلويزيون تا استعفا يا تخليه کامل اين مراکز و در شهرستانها استانداريها !!!
    5. درخواست همبستگي از ارتش و ديگر نيروهاي نظامي و انتظامي که خود را متعلق به بدنه جامعه مدني ايرانزمين ميدانند !!!
    6. جنبشهاي مدني و سنديکايي ضمن استقلال کامل ميبايست تنگا تنگ چه از نظر اقتصادي و چه از نظر بحرانهاي اجتماعي يکديگر را ياري رسانند زيرا حاکميت رفاه از مردم آغاز ميگردد و به مردم ختم ميگردد!!!

    جنبشهاي مدني و سنديکايي خردمند ايرانزمين شما سياستمداران جمهوري جامعه مدني هستيد که امروز در آزموني تاريخي قرار گرفته ايد که جهان هرگز اين تجربه بيمانند را فراموش نخواهد کرد.

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    1/4/88

  • 10. مهدی گازاری(کانون صنفی 15)  |  ژوئن 22, 2009 at 2:14 ق.ظ

    رييس جمهور تازه، آقای اوباما، به درستی به اين نتيجه رسيده که ديگر با توپ و تانک نمی شود در دنيای امروز کاری کرد و بهتر است که از راه عقل شطرنج باز وارد اين ميدان شد. و نيز به نظر می رسد که او هم، چون دولتمردان اروپايي، در راه اهداف خود کاری به حقوق بشر در بيرون از مرزهای کشور خود ندارد و رسيدگی به آن را برای سازمان هايي گذاشته که مردمانی شريف و معتقد اداره شان می کنند و هر روز در افشای بيدادها بيانيه می دهند و هر روز فريادشان به آسمان بلند است. در واقع می توان گفت که رييس جمهور تازه ی آمريکا هم، همچون همکاران اروپايي اش، به گونه ای با تئوری «نسبيت فرهنگی» ـ البته باز هم در بيرون مرزهای کشورش ـ موافق است. برای او هم ـ مثل بقيه ی قدرت های جهان ـ ايران، با موقعيت جغرافيایی و منابع استثنايي اش در بين کشورهای خاورميانه، بسيار مهم است و چنين است که، برخلاف بوش عربده جوی، با زبان اديبانه وارد شده است: گاه از فرهنگ و تمدن درخشان ايران می گويد و دل بسياری از مردمان ما را از شوق می لرزاند و گاه با اهميت دادن به مسلمانی مردم شان باد به غبغب حکومت مذهبی می اندازد. او هم همچون اروپاييان، مشاورينی ايرانی، از جنس حکومت و نه از جنس مردم، برای خود برگزيده و اهل مذاکره و گرفتن امتياز از حکومت است و کاری به کار مردمان ندارد.

Leave a Comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


لینکستان